آموزش یار جمعه 2 شهریور 1397 12:53 ق.ظ نظرات ()
منابع انسانی ماهر و متخصص برای یک سازمان  همانند  دارائیها و سرمایه گذاریهای آن  سازمان  دارای اهمیت اساسی  است. مدیران سازمانها به منظور افزایش  کارآیی سازمان  تحت  سرپرستی  خود همواره  منابع هنگفتی  را صرف  آموزش و پرورش  کارگران  و کارمندان  می نمایند ( پژوهشی ،1371,ص83). 
بدلیل اینکه نیروی انسانی کارآمد, شاخص عمده  برتری یک سازمان نسبت به سازمان های دیگر است. کارکنان متخصص, وفادار, سازگار با ارزش ها و برخوردار از اهداف سازمانی, دارای انگیزه¬ای قوی و متمایل و متعهد به حفظ  و ادامه عضویت در سازمان, از نیازهای اصلی هر سازمانی است. سازمان به کارکنانی نیازمند است که فراتر از شرح وظایف  تعیین شده و معمولی خود به کار و فعالیت بپردازند. کارکنانی که مایل  باشند و بتوانند بیش از مقدار معمول برای دست یابی به اهداف سازمانی به انجام  وظیفه بپردازند. وجود چنین نیرویی در هر اداره و سازمان ضمن کاهش جابه جایی و غیبت, باعث افزایش چشم گیر عملکرد سازمان, نشاط روحی کارکنان و تجلی هر چه بهتر اهداف سازمان¬ و فرد خواهد شد(عسگری,صص252و253). 
 با افزایش سرعت نوآوری  تغییرات و ابتكارات به امری عادی تبدیل شده است و آنچه سازمان ها به عنوان مزیت رقابتی در مقابل سایر رقبا برای خود در نظر می گیرند، به سرعت توسط دیگران تقلید شده از اهمیت آن كاسته می شود. این موارد باعث شده تا حیات سازمان ها هر چه بیشتر در معرض خطر قرار گیرد و یافتن راه چاره به عنوان دغدغه فكری همیشگی برای مدیران شركت ها و سازمان ها مطرح شود. اینجاست كه اهمیت نیروی انسانی خلاق و نوآور، به عبارتی كارآفرینان سازمانی برجسته تر می شود وتنها با وجود چنین افرادی است كه یك سازمان قادر است به نوآوری ها دست یابد و در عرصه رقابت دوام آورد (شهركی پور و همکاران،1389،ص111). 
نیروی انسانی به عنوان عامل اصلی و پایه یاد می شود. توجه به آن به عنوان زیربنای تولید و ارائه خدمات در سازمانها یكی از راه كارهای اساسی در افزایش كارایی و بهره وری سازمان به شمار می ررود. شكی نیست كه عامل انسانی مهم ترین بخش تحول و توسعه جوامع بشری در طی سال های متوالی محسوب می شود. رسیدن به قله تعالی و توسعه ی پایدار جز در سایه ارتقا منابع انسانی مقدور نخواهد بود(كارگر، 1388،صص67و68). 
در عصر حاضر, منابع انسانی  دانشگر به عنوان مهمترین قابلیت سازمان در کسب مزیت رقابتی  و همچنین  عمده ترین دارایی نامشهود قلمداد شده و اعتقاد سازمانها نیز بر آن است که باید کارکنان را پایه و اساس بهبود  کیفیت و بهره وری کلیه فرایند های  سازمانی دانست و بنابراین باید این عامل  را مبنای افزایش کارایی و اثربخشی و همچنین  با ارزش ترین  سرمایه کلیدی رقابت قلمداد کرد(حاجی کریمی و رحیمی,1389,ص26). 
همسویی و رقابت در جهان امروز نیازمند خلاقیت و نوآوری در سازمان است و این در سایه ی نیروی خلاق و نوآوری و به ویژه در سطح مدیران در سازمان ها تحقق پیدا می كند. مسایل امروز سازمانها با راه حل های دیروز حل شدنی نیست و پیش بینی آینده را حل نمی كند. بلكه باید برای پیش سازی آینده اقدام شرایط محیطی و قواعد بازی به حدی بی رحم، پیچیده، پویا و نامطمئن گردیده كه سازمان ها دیگر نمی توانند با تغییرات سطحی و ظاهری در ساختارها، روش ها، سیستم ها و غیره حیات بلند مدت خود را تضمین كنند. لذا باید شرایطی را فراهم كنند تا استعداد و خلاقیت كاركنان بارور شده و همه ی آنان روحیه ی كارآفرینی پیدا كرده و بتوانند به راحتی مستمر و به طور فردی یا گروهی فعالیتهای نوآورانه خود را به اجرا در آورند (رمضانی اردكانی،1390،ص2). در دوران پرتلاطم امروزی برای حفظ مزیت رقابتی نیاز به توانایی های سازمانی خاصی است كه از انسجام منحصر به فرد منابع انسانی و سازمانی به وجود می آیند.در این حالت رقبا نمی توانند به این انسجام دست یابند و از آن الگو برداری كنند( حمیدی و همکاران،1388 ،ص 120). 
مهم ترین سرمایه در هر سازمانی،سرمایه ی انسانی است(همان،ص 113). نیروی انسانی عامل كلیدی در موفقیت سازمانهاست(قبادی،1375،ص2). نیروی انسانی كه بتواند از استعداد ها و قابلیت های خود استفاده كند، مسوولیت پذیری بیش تری داشته باشد و بتوانند خلاقیت و نوآوری از خود نشان دهد( سید نقوی و عباس پور، 1389،ص91). 
سازمان، ركن اساسی دنیای  امروزند؛ به طوری كه دنیای امروز به دنیای سازمانی  نیز معروف است. این  دنیا دو ویژگی خاص و مهم دارد :
1- پیچیدگی فزاینده 2- تغییر و تحول دائمی و شتابان 
هماهنگی  و سازگاری  سازمانها   با محیط پیچیده و متغییر اطراف خود، امری حیاتی و اجتناب ناپذیر است.شرط ضروری این مهم، نوآوری است و همه سازمانها برای بقا، به ایده های نو و بدیع نیازنند. فكر های نو همچون روحی در كالبد سازمان دمیده می شوند و آن را از نیستی و فنا نجات می دهند. نوآوری سازمانی تقریبا، جنبه های حیاتی سازمان،سازوكارها، فرایند ها، فعالیتها و جنبه های خرد و كلان سازمان  را شامل می شود منابع انسانی  بعنوان  مهمترین  موتور  محركه سازمانها در تمامی تئوریهای  مدیریت مورد توجه  بوده و همواره تمامی مدلها سعی در كشف پتانسیل بالقوه  منابع انسانی در سازمانها دارند( حاجی كریمی، 1389،ص23). لزوم نگاه استراتژیك به منابع انسانی، موضوعی انكارناپذیر است كه با تحولات محیطی بر اهمیت آن افزوده می شود ( بهرامی و همکاران،1390،ص98). در سال های اخیر، منابع انسانی در سازمان ها جایگاه محوری پیدا كرده و عاملی استراتژیك برای اداره سازمان به شمار می رود ( ابطی، موسوی،1388، ص1). 
به عقیده بسیاری از پژوهشگران منابع انسانی، واحد منابع انسانی باید نقش بیش تری در تدوین استراتژی و سازماندهی نیروها داشته باشد، باید تلاش شود تا سیستم های منابع انسانی، با استراتژی های كلی سازمان هماهنگ گردد( ابطی، موسوی،1388،ص4). اقدامات منابع انسانی ابزار و شیوه های اصلی هستند که توسط آنها سازمان ها می توانند مهارتها , نگرش ها و رفتار افراد را برای انجام کارها یشان و رسیدن به اهداف سازمانی موجود موجود تاثیر قرار دهند (برومند  و رنجبری، 1388، ص42). 
سازمان هایی که از نیروی انسانی آموزش دیده استفاده می کنند, سازمان هایی با ارزش افزوده ی بالا هستند. این سازمان ها عمدتا از راهبرد ساخت به جای خرید در برنامه ریزی استراتژیک  یک منابع  انسانی خود استفاده می کنند اهداف بلند مدتی را مدنظر قرار  می دهند. سازمان هایی که قادرند دیدگاه های ناشناخته به مسائل را با راه حل های منحصر به فرد ارتقاء دهند و همچنین قادرند شیوه هایی برای تبدیل ایده های خلاق به نتایج مفید انسانی خود از ویژگی های زیر برخوردارند.

- سازمان , نوآوری فعالانه, آموزش و توسعه ی دانش اعضای خود را آن طور که روز آمد باشد, تشویق می کند.
- سازمان, امنیت شغلی در سطح عالی برای کارکنان خود فراهم می آورد, تا ترس از اخراج بخاطر اشتباه را کاهش دهد.
- به افراد جرات می بخشند که تغییرپذیر باشند.
- زمانی که اندیشه ای جدید تکامل می یابد, پیشتازان تغییر فعالانه و با شور و شوق اندیشه را تعالی می بخشند,آن را حمایت می کنند. بر مشکلات چیره می شوند و اطمینان می دهند که نوآوری به مرحله ی اجرا در خواهد آمد(عبدالعلی , محمد پور دوست کوهی,1389,ص67).


2-16-3- ساختار
ساختار سازمانی یكی از مهم ترین عوامل اثربخشی در سازمانهاست. زمانی كه از ساختار سازمانی سخن به میان   می آید، منظور روشی است كه به كمك آن  افراد و مشاغل با هم تركیب شده و روابط حاكم بین آن ها مشخص می شود.  پاوا  (1977) معتقد است كه ساختار سازمانی، توزیع قدرت در سازمان را نشان می دهد(جلالی فراهانی و همکاران،1383،ص172و173).
 ساختار می تواند به عنوان مجموع كل روش هایی كه وظایف افراد  را در بخش های مجزا مشخص می كند و سپس هماهنگی بین آنها را فراهم می سازد تعریف شود(عربیون و همکاران ، 1390،ص35). ساختار سازمانی یك سیستم رسمی از وظایف و روابط اختیار است كه چگونگی هماهنگی فعالیت های اقتصادی افراد و استفاده از منابع برای تحقق اهداف سازمانی را همانگی فعالیت های اقتصادی افراد و استفاده از منابع برای تحقق اهداف سازمانی را كنترل می كند(خنیفر و وكیلی،1387،ص38و37).
 در دهه اخیر، تغییر و تحولات در زمینه رقابت روزافزون و عدم اطمینان شرایط محیطی باعث شده است كه سازمان های بزرگی كه تغییرات اندكی در روش و ساختارهای خود می دهند، نتوانند با شركت های كوچك  كه از انعطاف پذیری، سرعت و نوآوری بالاتری برخوردار هستند، رقابت كنند (عربیون و همکاران، 1390،ص34). 
محیط به هیچ وجه ثبات ندارد و سازمان ها برای سازش یا كنار آمدن با پدیده ها، به الگوی ساختاری متناسب نیاز دارند. در هر موقعیتی، ساختار خاصی از سازمان كارساز است( حمیدی، و كشتی دار،1381،ص45و44). 
در  این عرصه جدید رقابتی، جامعه ای پیشتاز است كه از سازمان های پویا و منعطف برخوردار باشد و همچنین در دل خود كاركنانی را جذب  كند و به كار  گیرد كه كوشش های خلاق و نوآور را به  سازمان هدیه كنند. نوآوری از ارزشمندترین سرمایه های سازمان  و عاملی است كه سازمان را قادر می سازد  سوار بر امواج تغییر و و تحول را از رقبای خود پیشی بگیرد(صفری و همکاران،1390،ص2). كه طراحی این ساختار از مسولیت های خطیر مدیریت محسوب می شود و بسته به اینكه چگونه صورت بگیرد و چگونه اجرا شود، می¬تواند سازمان را به موفقیت یا شكست رهنمون كند. بنابراین طراحی ساختار متناسب با اهداف سازمان و حفظ پویایی آن، یك نیاز ضروری است و نكته مهم تر اینكه یك ساختار سازمانی مناسب از دوباره كاری، اختلاف، اصطكاك و اتلاف نیروها جلوگیری كرده، ضمن داشتن قابلیت انعطاف،  قادر به پاسخگویی به تحولات محیط خود است(برانی مارنانی و همکاران ،1385،ص43). 
برای انتقال  هر معنا و مفهومی باید در سطح فنی, ساز و کارهای لازم پدید آید . تغییرات  بسیار دنیای کنونی ساختارهایی را می طلبد  که بسرعت  مفاهیم  و معانی  را در سراسر  سازمان  منتقل کند و مدیران سطوح عالی را با حلقه میانی و عملیاتی  و کارکنان هم ذهن  سازد. بی تردید ساختارهای بورکراتیک  به علت  انعطاف ناپذیری, توانایی انتقال معانی و مفاهیم پویا و دائم التغییر را ندارد بدیهی است  ساختارهای سازمانی  حالت  سخت  و انعطاف ناپذیری دارد و بمرور که از عمر سازمان می گذرد, حالت بورکراتیک , میل به ماندگاری  و خاصیت  لختی و دیر جنبی  به خود  می گیرد(فرهی, 1379,صص79و105). به همین منظور سازمان های كشور ما هم به فكر تجدید ساختار خود بیفتند و مشتری مداری و توجه به خواست های آنها را دستور كار خود قرار دهند. اختیار و مسولیت كافی را به واحدهای درون سازمانی خود بدهند تا هر واحد به صور مستقیم پاسخ گوی ارباب رجوع باشد. سازمان های امروزی برای باقی ماندن در صحنه رقابت شدید و تطبیق با شرایط محیطی، دست به تغییراتی در ساختار خود زده اند. آنها به كوچك شدن و عدم تمركز گام  برداشته و در ساختار خود از سلسله مراتب  عمودی كاسته و به صورت تخت روی آورده اند (كسرایی و علیرحیمی، 1388،ص66). 
محیطی كه تجارت در آن انجام می شود، به طور فزاینده ای پویا و رقابتی شده است. مدیران ابزارهای مدیریتی مختلف و تكنیك های متفاوتی را به خدمت گرفته اند تا به مزیت های رقابتی دستیابی داشته باشند. تنها راه دستیابی مناسب سازمان ها به این مزیت رقابتی، تداوم و نوآوری آن است که در محیط متغییر و متحول امروز, مدیران باید به طور مستمر ساختار سازمانی خود را با شرایط محیط تطبیق داده و اصلاحات لازم را در آنها به عمل آورند.  درک  فرایند اصلی و ساختار سازمانی به فهم و شناخت محیط کاری بزرگتر کمک می کند و نیز می تواند از آشفتگی در سازمان جلوگیری نماید (كردنائیج و همکاران، 1388،صص121و122). 
برنز و استاکر (1962)و میتنز برگ(1989) ساختار سازمانی را نیز موثر بر خلاقیت دانسته و معتقدند که ساختارهای ارگانیکی(ساختار های ادهوکراسی, ساده, پیوندی و ماتریسی) تسهیل کننده خلاقیت بوده و ساختارهای مکانیکی مانع ظهور و بروز خلاقیت می باشند.
 به اعتقاد میتنزبرگ(1989), ساختارهای مکانیکی   با ویژگی هایی نظیر کار تخصصی و یکنواخت, دستورالعمل های رسمی, نظارت نزدیک براساس قوانین و مقررات, سلسله مراتب دقیق اختیارات و برنامه ریزی رسمی, ذهن کارمنان را از کار انداخته و با اولویت دادن به ماشین در برابر انسان, سازمان های انسانی را دچار یک خونریزی آرام و تدریجی ساخته و توان انسان ها را برای انجام کار متعهدانه و توام با خلاقیت تحلیل برده است. زیرا ساختار سازمان می تواند نقش مهمی در تقویت خلاقیت یا جلوگیری ار آن بازی کند.
 نلسون و کوئیک (1994) یکی از ویژگی های سازمان های خلاق را داشتن ساختار سازمانی ارگانیک می دانند. ساختار ارگانیک می تواند این فرصت را در اختیار افراد قرار دهد تا قابلیت ها و علایق جدید را کشف کنند. می توان  گفت هر سازمانی براساس تقاضای محیط مربوطه و در مقایسه با سازمان های دیگر نیازمند میزان معینی از خلاقیت می باشد که تنها با بکارگیری ساختار سازمانی متناسب عوامل محیطی مربوطه این میزان از خلاقیت امکانپذیر است. در سازمان هایی که متناسب عوامل محیطی دارای ساختار مکانیکی یا ارگانیکی هستند؛ سازمان های دارای ساختار ارگانیک در مقایسه با سازمان های داری ساختار مکانیکی به میزان خلاقیت بیشتری نیاز دارند. چهار ویژگی برجسته ساخار ارگانیکی که تسهیل کننده خلاقیت و نوآوری می باشند عبارتند: ساختار سازمانی تخت با گروه های موقتی که روی پروژه های خاص فعالیت می کنند, غالب بودن ارتباط جانبی و باز بین اعضا در سازمان, تعریف انعطاف پذیری شغل هر عضو سازمان, قدرت و اختیار مبتنی بر مهارت ها و توانایی های فردی است. مهم ترین ویژگی ها یا ارزش های ساختار ارگانیک که موجب توسعه خلاقیت می شوند را«انعطاف پذیری», «آزادی»و «کار تیمی هماهنگ»می دانند در مقابل , ویژگی های «انعطاف ناپذیری», «کنترل», پیش بینی پذیری», «ایستایی»و «نظم مرتبط با سلسله مراتب»مانع خلاقیت می شوند. و همچنین نیزان برخورداری کارکنان از آزادی و اختیار برای مشارکت در تصمیم گیری, ارتباط مثبتی با سطح خلاقیت و نوآوری کارکنان در یک سازمان دارد(صادقی مال امیری, 1386,ص189-193). یكی از مهمترین عوامل تسهیل خلاقیت و نوآوری در سازمان، نوع ساختار متناسب با اهداف موردنظر می باشد(میرآبی، 1382،ص178و179).